با انتخاب ترنم های این وبلاگ شاهد پرواز پرنده ی صدا در آسمان بی کران احساس باشید.
شکی نیست اسلام دین شادی است و غم در آن امری استثنائی است و همچنین اسلام دین تعادل و دین شناخت حقیقی امور می باشد. برخی از مداحان و ذاکرین اهل بیت بر این باورند که تنها رسالت آنها گریاندن مردم به هر بهانه است. و هدف نهائی آنان گرم نمودن مجلس و داشتن محفلی پرسوز و گداز و برابر ضجه و اشک می باشد. در حقیقت یعنی نقش کارگردانی را بازی می کنند که در فیلمشان باید بهترین بازی را از بازیگرانشان بگیرند.
اسلام کسی را به گریه کردن و محزون بودن صرفاً به خاطر خود گریه و حزن و همچنین کسی را به شاد بودن برای خود شادی ترغیب نکرده مگر به خاطر مقدمات و مأخرات و انگیزه و سرانجام این گریه و شادی.
خنده جاهلانه نکوهیده و خنده متفکرانه ستوده است این امر بر گریه نیز همین گونه تطابق دارد.
اسلا م خنده و گریه را در مقابل هم و یکی را بر دیگری مقدم نداشته هر چند در شرایط عادی روحیه حاکم بر زندگی انسان باید شادی و نشاط باشد، نه غم و گریه.
البته گریه برای امام حسین(ع) و در حالت دعا و مناجات اگر برخاسته از اخلاص و با محرک خوف و رجا توأم با آگاهی باشد نه تنها این غم باعث فرسودگی روح و روان نمی گردد بلکه باعث آرامش، تخلیه هیجانات اضافی، و شادی حقیقی می گردد که بسیار پسندیده و ممدوح می باشد. و نقطه مقابل این امر شادی توخالی جاهلانه می باشد که روح انسان را ملعبه امیال شیطانی می سازد و روان او را در گرداب رعب انگیز لهو و لعب مدفون می سازد.
از خط غالیه سای تو سوادی طلبیم \ ما به امید غمت خاطر شادی طلبیم
نغمه های حسین فخری در عین حزین بودن با صلابت و حماسه ای توأم بودند که با انتخاب اشعاری زیبا روح انسان را به آرامش و فکر وا می داشت که اکثر این نغمه ها از لحاظ هنری نیز نوازشگر روح هنرجوی شنونده بودند.
برچسب:
نویسنده: صلاح