
http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=234cd4d592bacdfd88cdd799ba8fae32 ...
ادامه مطلب
باز_آهنگ_عزا_از_همه_جا_می_شنوم آمد_محرم_ماه_غم_هنگام_افغان_و_الم سفیر_پور_زهرایم_به_شهر_کوفه_تنهایم_منم ای_شیعه_بر_سر_زن_با_ناله_و_غم سفیر_پور_زهرایم_به_شهر_کوفه_تنهایم_منم_ شیعه_ماه_غم_آمد_موسم_ماتم_آمد شیعیان_دیگر_هوای_کربلا_دارد_حسین شیعه_از_نو_شد_قتل_سبط_پیمبر کوفه_پیمان_شکن_است_خصم_تو_خصم_من_است...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
...
ادامه مطلب
باغبان برخیز گل به دامان است زینب ز سوز سینه رو کرده بر مدینه زینب عزادارم من همان گل یاسم...
ادامه مطلب
بگذار تا بگریم چون ابر در بهاران به کربلا آب روان قیمت جان شد ( با الهام از ملودی کویتی پور) در حقیقت صد جهان بودی نبودی یک کسی خم شدم بابا نشانت را ز انگشتر گرفتم ای پور فاطمه جان ها نثار تو ای ساربان آهسته ران که آرام جانم می رود برادر بی کفن حسینم بر رگ حنجرش خنجری بوسه زد آتش زدند بر خیمه ها باز یاران کربلائی گشته ام چو سر نباشد به پیکر تو فشنگ آخر چنگ دل آهنگ دلکش می زند (اجرای قدیم) همه گویند زینب ناله کم کن هر کیم یا هر چیم پیش تو سر به زیر میام وای وای از محنت و درد و غم شام بلا کیست این بانو درون قتلگاه دل هر کس که حسینی ست ز خود بی خبر است لاله ي خونين شده مگر حسين جان چه بود گناهت مهلت بده عباس را از خواب بيدارش كنم ...
ادامه مطلب
باز ای غمزده گان موسم افغان آمد...
ادامه مطلب
آن شب تمام آسمان همدرد ما بود دست من و عنایت و لطف و عطای فاطمه کوه به کوه منزل به منزل دیده را دریا کنم...
ادامه مطلب
شیعه به پا خیز چرخ از این ماتم گریبانش سحرگاهان شکافت از دیده خون جاری شود امشب زهجران علی ایها الناس چه گویم به شما آرام کن گریه ای دختر زهرا به سودای تو من هر دم علی گویم علی گویم شب ناله های مرغ حق دیگر نمی آید به گوش غرقه به خون شد فرق عدالت مولا علی جان مولا علی جان گریان یتیمان علی از داغ هجران علی مناجات علی ابن ابیطالب (ع) نماز (اجرای قدیم) نماز (اجرای جدید) ناسپاسان زمان قدر علی نشناختند...
ادامه مطلب
امروز، یعنی جمعه سیزدهم ادیبهشت ماه سال یک هزار و سیصد و نود و دو، صبحدمی باطراوت و بهشتی داشت آن گونه که می شد مهربانی خدا را در هنگام بارش رحمت بی دریغش، بیش از هر روز دیگه ای در این سحرگاه روح پرور احساس نمود. از هنگامه ی اذان صبح دقایقی بیش سپری نگشته است که سکوت ممتد سحرگاهان با طنین تسبیح آن چه در زمین و آسمان است به یکباره در هم می شکند. آن چنان که گوئی تمام ذرات و موجودات عالم هستی سرمست و مدهوش از باده عشقی بی نهایت، سر به سجود بر روی زمینی سراسر محراب و رو به سوی آسمانی یکپارچه منبر، با سینه هائی پر از سوز و نغمه هائی آتش گون، به راز و نیاز با حضرت معشوق، معنویتی افلاکی را در عالم خاک بنیان می گذارند. شمیم رها و جاری غنچه های نورسته بهاری در این هوای پاک و تصفیه شده به مدد قطرات پ...
ادامه مطلب