این قصه ی صد ساله ی یک موسیقی است

تعرفه تبلیغات در سایت

آخرین مطالب

امکانات وب

بیش از یک قرن پیش و در دوران ننگین سلطه ی ناصرالدین شاه قاجار و معاصر با پدیدآورنده ی سبک «نوحه خوانی مردمان بوشهر» یعنی ناخدا عباس دریانورد ( 1255 - 1333 ) شاعری نابینا از اهالی بوشهر شعری را با مضمونی که از درد فراق حکایت داشت را از زبان «بانو لیلی» در سوگ فرزندش حضرت علی اکبر(ع) با مطلع «لیلی بگفتا ای شه، لب تشنه کامان \ دستم به دامان، آقا الامان» انشاد می کند که به احتمال بسیار این نوحه توسط ناخدا عباس دریانورد آهنگ گذاری و برای اجرا در مراسمات سینه زنی بوشهری تنظیم و آماده می گردد. اجرای این نوحه با چنان استقبال و توفیقی توأم می گردد که در گذر زمانی نزدیک به یکصد سال ، ترنم گوش نواز آن همچنان با همان شور در فضای هیئت های عزاداری بوشهری طنین افکن باشد تا این بار توسط شهیرترین نوحه خوان بوشهر مرحوم جهانبخش کردی زاده ملقب به بخشو مجدداً اجرا گردد.

این نوحه در قالب فیلمی مستند به نام اربعین ساخته ی ناصر تقوائی که در سال 1349 از بندر بوشهر تهیه کرده بود جای می گیرد در این فیلم از هیئت عزاداران مسجد دهدشتی با نوحه خوانی مرحوم بخشو سکانس هائی وجود دارد که می توان از آنها به عنوان اولین سند صوتی تصویری این نوحه استشهاد نمود نوحه ای معروف که نغمات آن ورد زبان اهالی بوشهر و دیگر استان های جنوبی همانند هرمزگان و خوزستان و ... می بود. نغماتی که شنیدن آنها برای این اهالی تداعی کننده ی حس و حال معنوی ماه محرم و یادآور عزاداری های سنتی و جاافتاده ی بوشهری می بود.

سال ها می گذرد تا اینکه : در سوم خرداد ماه سال «1361» و در جریان عملیات «26» روزه ی بیت المقدس که با همکاری ارتش به فرماندهی شهید علی صیاد شیرازی و سپاه پاسداران به فرماندهی محسن رضائی انجام می پذیرد خرمشهر پس از 578 روز اشغال توسط رزمندگان اسلام بازپس گرفته می شود و این در حالی است که سید محمدعلی جهان آرا معروف به محمد جهان آرا فرمانده سپاه خرمشهر «9» ماه قبل از آن در سانحه ای هوائی در کهریزک تهران به شهادت رسیده بود. عده ای از همرزمان و همشهریان جهان آرا از جمله حسین فخری و جواد عزیزی برای بزرگداشت اولین سالروز شهادت این سردار شهید در مهرماه «1361» و چهارماه بعد از آزادسازی خرمشهر سوار بر اتوبوسی عازم بهشت زهرای تهران هستند یاران جهان آرا خشنود از آزادسازی خرمشهر با یادآوری خاطراتی از فرمانده خویش که با «3000» نفر نیرو «34» روز در مقابل تهاجم سپاهیان تا دندان مسلح صدام، با کمترین تجهیزات دفاعی شهر را حفظ کرده بود در حسرتی جانکاه و عمیق فرو می روند.

(کو آن محمد جهان آرائی که از حسرت هجران خود، ارکان قلوب یارانش را در برزخی پدید آمده از آرامش فتح و طوفان فراق این چنین سردرگم و بی قرار، متزلزل نگه داشته است. آه و افسوس که فرمانده شهیدشان «محمد جهان آرا» دیگر نبود که باشد و ببیند امیدهایش در آزادسازی خرمشهر ناامید نگشته اند و با پر ثمر گشتن خون یارانش از جمله جانشین او شهید عبدالرضا موسوی شهر خونینش به دست خدا آزاد گشته است.)

مکنونات دل همرزمان «ممد» توسط جواد عزیزی و با الهام از همان ملودی و شعر قدیمی و مشهور بوشهری تبدیل به سروده ای متشکل از دو یا سه بیت می گردد تا توسط حسین فخری بر سر مزار «جهان آرا» خوانده شود. لیکن به خاطر جو تروریستی شدیدی که در آن سالها توسط منافقین ایجاد شده بود این مراسم لغو و یکسال بعد یعنی در سال «1362» این نوحه توسط حسین فخری به زیبائی تمام اجرا می گردد. زیبائی های معنوی، حماسی این نوحه به گونه ای بود که روح و روان دیگر حماسه خوان مشهور خرمشهر یعنی غلامعلی کویتی پور را نیز به انفعال وا می دارد.

غلامعلی کویتی پور حماسه خوانی بود که زیبائی های یک موسیقی ناب و ظرافت های آن را به خوبی ادراک می کرد. فانوس درستی این گفتار یقیناً در گوش فرا دادن به نغمات استثنائی و فراموش نشدنی وی، توسط هر آنکس که لذت موسیقی را ادراک می کند، شعله خواهد گرفت. لذا حسین فخری نوحه را به این حماسه خوان می سپارد حس معنوی و شاید دلبستگی شدیدی که کویتی پور به این نغمه پیدا کرده بود باعث گردید که این نوحه در عاشورای آن سال که مناسبتی هم بجز نزدیکی سالروز شهادت جهان آرا با محرم آن سال نیز نداشت اجرا شود. تا سال «64» که با پیشنهاد کویتی پور بیت یا ابیاتی به شعر اضافه می گردد اما این پایان کار نبود و دو دهه بعد و در سال «1383» با تنظیم مجید رضازاده و تغییراتی در شعر آن توسط محمدعلی شیرازی برای محفوظ بودن و ماندگاریش در کاست غریبانه«2» گنجانده می شود. البته این کار قبل تر و در سال «1370» با صدای مسعود کرامتی و آهنگسازی محمدرضا علیقلی با تغییراتی در شعر آن اجرا و بارها از صدای سیمای جمهوری اسلامی ایران نیز پخش گردیده بود.

نکته قابل ذکر در مورد شعر «ممد نبودی...» این است که این شعر از لحاظ سادگی و بدون پیرایه بودنش شعری است نسبتاً موفق که در واقع شعله ور شدن آن آه و افسوسی بود که در خاک دل افسرده از فراق همرزمان جهان آرا مدفون بود که یقیناً امروز نیز با برخاستن دود آه و حسرت شعله های این آتش اسپندگون، دل های سوخته ی عزیزان این امت همچنان بوی فقدان شهدا و رایحه ی بی ریائی و خلوص آنان را در لابه لای گلبرگ های معطر ابیات این سروده استشمام می کنند. لیکن به لحاظ ادبی حتی ابتدائی ترین قواعد شعری همانند قافیه نیز در ابیات آن لحاظ نشده و از این حیث شعری است کاملاً ضعیف که در سال های اولیه سرایش و قبل از پیشنهاد کویتی پور مبنی بر افزودن ابیاتی بر آن، در مجموع دو یا سه بیت بیشتر نمی شد که از این حیث نیز در هیچ قالب شعری نمی گنجید و البته همین ابیات معدود نیز اقتباسی بود کپی گونه از شعر سید محمد محزون.

با نگاهی اجمالی به این دو سروده شباهت ها و ضعف سروده ی «ممد نبودی...» مشخص می شود.

ابیاتی از شعر سید محمد محزون(با قدمتی بیشتر از یک قرن) :

لیلی بگفتا ای شه، لب تشنه کامان \ دستم به دامان، آقا الامان

آه و واویلا، کو اکبر من \ نور چشمان تر من

کردی امیدم ناامید، این بود خیالت \ رفتی ز دنیا، شیرم حلالت

ترسم بمیرم نبینم، روی تو دیگر \ تا صف محشر، نوجوان اکبر

تمامی ابیات سروده شده ی «ممد نبودی...» در سال های «1361» و «1364» :

ممد نبودی ببینی شهرآزاد گشته \ خون یارانت، پر ثمر گشته

آه و واویلا، کو جهان آرا \ نور چشمان تر ما

امیدم گشته ناامید، بعد از هجر تو \ یاران می آیند اندر پی تو

موسوی آمد پی تو استقبالش کن \ بر کوی رضوان تو مهمانش کن

با نیم نگاهی به این سروده می بینیم که با احتساب لفظ «گشته» در بیت اول به عنوان ردیف، خود به خود کلمات «آزاد» و «پرثمر» باید قافیه می بودند که چنین نیست. یا در بیت دوم که کلمه «تو» ردیف واقع شده است کلمات ماقبل آن یعنی «هجر» و «اندرپی» هم قافیه نمی باشند، در بیت سوم نیز کلمات «استقبال» و «مهمان» با ردیف «کن» نمی توانند قافیه بیت را تشکیل دهند.شاید یکی از دلایل دلنشین بودن این نوحه نامتجانس بودن تلفیق یک شعر محزون و گرفته با یک ملودی حماسی و شورآفرین می بود که این ناسازگاری در شعر و آهنگ سبب ساز درگیری فعال و معلق گونه ی ذهن با این کار هنری گردید که اگر از عوامل حرفه ای موسیقی در تهیه و تنظیم این اثر استثنائی استفاده می شد قاعدتاً این اثر با این جذابیت و گیرائی شکل نمی گرفت.

با این همه و با وجود اینکه نوحه در حقیقت به حسین فخری مداح بی نظیر خرمشهری تعلق داشت لیکن به خاطر دلبستگی و سماجتی که کویتی پور با آن صدای استثنائی و خاص، در اجرای مکرر این نوحه به کار برد و به لطف ملودی اصیل و کلاسیک آن این نوحه به یکی از ماندگارترین و تأثیرگذارترین کارهای فرهنگی و هنری بعد از انقلاب مبدل می شود آن گونه که به عنوان نماد و سمبلی ذهن هر شنونده ای را متوجه عملیات غرورآفرین بیت المقدس در سوم خردادماه «1361» یعنی سالروز آزادسازی خرمشهر و رشادت و دلاوری های رزمندگان اسلام در آن برهه ی مقدس از زمان می اندازد.

متن کامل شعر سید محمد محزون

لیلی بگفتا ای شه، لب تشنه کامان / دستم به دامان، آقا الامان

رودم به میدان می رود، در جنگ گرگان / از هجر اکبر، مشکل برم جان

آه و واویلا، کو اکبر من / نور چشمان تر من

                        ***      

شبها نخفتم تا سحر، پای گهواره / تا تو را کردم، هیجده ساله

کردی امیدم ناامید، این بود خیالت / رفتی ز دنیا، شیرم حلالت

آه و واویلا، کو اکبر من / نور چشمان تر من

                        ***

دارم امیدی از خدا، یک بار دیگر / در برم آید، نوجوان اکبر

گردم به دور قامتش، دستی به گردن / بوسم دو چشم شهلای اکبر

آه و واویلا، کو اکبر من / نور چشمان تر من

                        ***

ای زینب محزون بیا، کن تو امدادی / تا بریم امشب، رخت دامادی

اهل حرم گویند سرود، اندر این وادی / از بهر اکبرم، تا کنیم شادی

آه و واویلا، کو اکبر من / نور چشمان تر من

                        ***

اکبر جوان تازه جنگ، این همه لشکر / تا کی بیاید، در برم دیگر

ترسم بمیرم نبینم، روی او دیگر / تا صف محشر، نوجوان اکبر

آه و واویلا، کو اکبر من / نور چشمان تر من

                        ***

«محزون» سر و سینه زند، از بهر اکبر / می کند نوحه با دو چشم تر

گردد شفیعت این جوان، در صف محشر / از سر جرمت بگذرند دیگر

آه و واویلا، کو اکبر من / نور چشمان تر من

نویسنده : صلاح بازدید : 2882 تاريخ : سه شنبه 21 آبان 1392 ساعت: 20:27
برچسب‌ها : تاریخچه شکل گیری ممد نبودی,

پر مخاطب ها

عضویت

نام کاربري :
رمز عبور :